وحید خانه ساز
موسیقی سنتی و آواز همواره برای بخشی از مخاطبان موسیقی اصیل اهمیت ویژه داشته و
نگرانی هایی نسبت به آن در همه مقاطع تاریخی وجود داشته است،از جمله اینکه نکند از تعداد مخاطبان موسیقی فاخر کاسته شود! یا نکند در هجوم هر روزه موسیقی های مختلف و عامیانه و گاه سخیف، سلیقه آن تعداد معدود طرفداران به سمت و سوی دیگری تنزل یابد، نگرانی دیگر برای برخی مخاطبان پروپاقرص در دنیای امروز، مرگ آواز است؛ اینکه موسیقی دستگاهی و گوشه های دلنشین آن در پیچ و خم دنیایِ سازهای الکترونیک و سمپل های مرسوم و حاکمیت هوش مصنوعی، گم شود و از بین برود.
و اما استاد محمد رضا شجریان! زمانی که نام موسیقی ایرانی مطرح می شود و از آواز سخن به میان می آید نمی توان از او یاد نکرد. واقعیت این است که تعداد زیادی از مخاطبان موسیقی ایرانی استاد شجریان را شناسنامه موسیقی دستگاهی ایران می دانند و حال با وجود درگذشت چند ساله او، این نگرانی وجود دارد که نکند؛ آواز منسوخ شود.
عده ای دیگر از آن سوی بام افتاده اند می گویند نکند آواز ایرانی ارتقا نیابد؛ به این دلیل که شاگردان خسرو آواز ایران از او تقلید و می خواهند شیوه او را دنبال کنند! و این یعنی تکرار همان روال قبل... آیا درواقع همینطور است و باید نسبت به موسیقی ایرانی ناراحت بود و برای مرگ آواز مویه کرد؟ یا شاید تمام این نگرانی ها بیهوده است؟ وحید تاج یکی از چند شاگرد محمدرضا شجریان است که در کارگاه آواز او حضور جدی داشته است. تاج تلاش دارد با پایبندی به حفظ چارچوب ها و مسائل اساسی در موسیقی و آواز و البته بدعت در نوع اجرا و درک مفاهیم شعری، پرچم استاد شجریان را بالا نگه دارد.
گفت و گوی اطلاعات با وحید تاج را پیش رو دارید:
به نظر شما مهمترین چیزی که شاگردان استاد شجریان نباید از او تقلید کنند چیست؟ همواره این سئوال مطرح می شود که بالاخره در موسیقی ایرانی و آواز باید تقلید کرد یا خیر؟ عده ای همین تقلید را دستمایه ای برای نقد قرار می دهند و می گویند این پایبندی ساز و آواز ایرانی را به ورطه تکرار انداخته است. یا می گویند میراث یک استاد بزرگ، گاهی در رها شدن از تقلید اوست.
-به نظر من، به دلیل وجود همین مقوله تقلید است که اکنون ما با آثار استاد شجریان زندگی میکنیم. به نظرم اگر قرار باشد خوانندگان نسل امروز مثل استاد بخوانند که میروند آثار ایشان را گوش می دهند. با این حال سیطره قدرت آواز استاد وسیع بوده و آن وسعت همچنان ادامه دارد. هر هنرجویی طبیعتاً دوست دارد به آن سطح از تکنیک، توانایی قدرت حنجره، تحریرها، بیان شعر و آگاهی از شعر و موسیقی برسد و گاهی وقت ها تقلید کند.
آیا این تقلید، حنجره را هم شامل می شود؟ مثلا شاید برای نزدیک شدن به استانداردها خواننده ای به سراغ کار کردن روی حنجره برود. به هرحال ساز هر آوازخوان حنجره اوست.
-اصلا چنین چیزی امکان ندارد. به این دلیل که فیزیک حنجره هر خواننده ای مختص خود اوست. اما تقلید تکنیک و شیوه ایشان متد آموزشی است. این رویه را در آهنگسازی هم می بینیم. به طور مثال، احمد پژمان بزرگ شاگردان درجه یک و توانمندی داشته که بسیاری از آنها اکنون اساتید درجه یک هستند به همان شیوه استادشان آهنگسازی می کنند.
با این حساب فکر میکنم تقلید شیوه، اتفاقی طبیعی است. در خوشنویسی هم همینطور است؛ بنابراین نباید به این فکر کنیم که اگر کسی به شیوهٔ استاد شجریان خواند یعنی دارد صرفاً از ایشان تقلید میکند.
شما نزد شجریان بزرگ تلمذ کرده اید مرز میان سختگیری استاد و آزادی هنرمند در نگاه ایشان کجا بود؟
-در این باره بین کسانی که حال اظهار نظر، می کنند، اختلاف نظر بسیار است،اما اگر قرار باشد من به این سوال پاسخ دهم باید بگویم قدرت و سیطره آوازهای استاد شجریان آنقدر وسیع و فراگیر بود و که اگر کسی که آواز کار می کند ، دلش می خواهد که به آن تکنیک و آن سطح از قدرت برسد. خیلی وقتها پیش می آید که مثلاً هنرجویی به خاطر اینکه بتواند درس استادش را درست جواب دهد؛ ممکن است تقلید هم بکند، اما آنچه که استاد همیشه بر آن اصرار داشتند این بود که شما باید خودتان باشید.
پس خود استاد بر این موضوع تاکید کرده اند !
-بله. بارها شاهد بوده ایم که ایشان در مصاحبه هایی که داشتند، گفته اند هیچکس نمی تواند شجریان شود و هرکس باید خودش باشد و باید خودش را پیدا کند. قرار نیست افراد دیگر شجریان دوم، سوم، چهارم یا پنجم بشوند. شجریان یکی است و هر کس برای خودش یکی است.
من هیچ وقت ندیدم که استاد بر این موضوع اصرارداشته باشند یا کسی را وادار کنند و بگویند شما باید شبیه من و مثل من بخوانی؛ بنابراین باز هم تاکید می کنم که این قدرت و سیطره استاد شجریان است که باعث میشود ناخودآگاه هرکدام از هنرجویان آواز دلش بخواد که به آن سطح از قدرت و توانایی برسد. به نظر من تنها دلیلش میتواند همین باشد.
آیا شجریان در سالهای پایانی زندگی، نسبت به آنچه از نسل خودش به نسل بعد منتقل شده است، رضایت داشت؟ از نظر شما بزرگترین نگرانی او درباره آینده آواز ایرانی چه بود؟
-تا جایی که من دیدم و شاهد بودم کارگاه آواز به جاهای خیلی خوبی رسیده بود تا آنجا که استاد شجریان تا حد زیادی در مورد آواز نگرانی نداشتند. اگر ایشان اکنون هم در قید حیات بودند؛ شاید واقعاً نگرانی نداشتند؛ به این دلیل که از دل آن کارگاه خوانندگانی بیرون آمدند که همچنان آواز را زنده نگه داشته اند.
اما رسانه ها و تبلیغات خلاف این را می گویند!
-بگذارید این گونه پاسخ دهم که بازار موسیقی، یا بهتر بگویم اقتصاد موسیقی به سمت دیگری رفته است و شاید به همین واسطه بتوان گفت بله شاید آواز ذره ای در انظار عمومی و کنسرت ها، کمرنگ تر شده است؛ اما هستند هنرمندانی که در آلبومها و محافل خود حتی در کنسرتهای کوچکتر ودر واقع هنریترشان با تعداد کمتری از مخاطبان نسبت به ژانرهای دیگر، چراغ آواز را همچنان روشن نگه داشته اند. بگذارید اینطور بگویم که از نظر من استاد هیچوقت نگران آواز نبودند.
به عنوان سوال آخر؛ خودتان که حال پس از سالها و دهه ها استاد آواز هستید نسبت به این مقوله نگرانی ندارید؟
-به عقیده من جای نگرانی نیست؛ چراکه آواز راه خودش را می رود؛ هرچند ممکن است سلیقه مخاطبان به سمت موسیقی های دیگری رفته باشد. شاید با یک نگاه ظاهری به این نتیجه برسیم که آواز کمی کمرنگ شده است اما با این حال همچنان راه خودش را ادامه خواهد داد.
عزیزان و خوانندگان نسل جوان در کلاسهای آواز دارند این را ثابت میکنند که عاشق آواز هستند و دوست دارند آواز بخوانند و این راه را ادامه دهند.
شما چه نظری دارید؟